معضل استبداد سياسي*
يكي از بزرگترين دغدغه هاي جوامع عربي و اسلامي ، استبداد سياسي است ؛ يعني انحصار طلبي گروهي معين در عرصه قدرت با وجود نارضايتي ملت ها . اين انحصار طلبان دغدغه اي جز سركوبي ملت ها و ذليل ساختن آنها به منظور رام كردن توده خلق و تسهيل حكمراني خويش ندارند و همواره در صدد جذب چاپلوسان و طرد حق گويان هستند .
پيداست كه استبداد ، تهديدي عليه فكر و اخلاق و نيروي خلاقيت ملت ها به حساب مي آيد . البته قصد ما واگويي نوشته هاي شيخ عبد الرحمن كواكبي در “طبايع الاستبداد“ عليه خودكامگي و زيانهاي فردي و اجتماعي استبداد نيست ؛ هر چند كه خطر استبداد كنوني به واسطه برخورداري از انواع ابزارهاي اطلاع رساني و تأثير گذاري بر افكار عمومي، كه معمولاً آنها را در جهت القاي خواسته ها و تمايلات خويش به ذهن مخاطبان به كار مي گيرد ، به مراتب بيشتر از گذشته است .
همچنين نيازي به بيان مجدد مطالبي كه در باب “شورا“ و “ بعد سياسي اسلام“ از نظرگاه بيداري اسلامي
گفته ام نمي بينم . اماتأكيد مي كنم كه اسلام قبل از هر چيز از ناحيه خودكامگي و جباريت حكام آسيب مي بيند و تاريخ معاصر جوامع مسلمان بيانگر اين حقيقت است كه شكوفايي و رشد اين دين ، راه يافتن آن به عقول و قلوب مردم و تاثير گذاري آن در افراد و جوامع ، جز در سايه جوي آزاد كه مردم در آن بتوانند به دور از هراس و واهمه برخورد و شكنجه ، نظرات خويش را هرگاه و درباره هر كسي كه خواستند اعلام كنند ، ميسر و ممكن نخواهد بود ؛ همچنانكه دعوت اسلامي به گواهي تاريخ معاصر به هنگام طغيان استبداد و استبداد طغيان ،كم رنگ و ضعيف مي شود .
اگر خودكامگي نبود ، تفكر دين ستيزي در تركيه هيچگاه نمي توانست با وجود ناخشنودي انبوه توده هاي اسلامگراي آن كشور كه حكومت سكولار پس از هفتاد و چند سال قادر به خاموش كردن علايق ديني آنها نشده است ، قدرت خود را بر آموزش ، مجلس ، مطبوعات و كل زندگي اجتماعي تحميل كند .
امروزه ، متأسفانه اغلب ممالك عربي و اسلامي با گروهي از حكام مستبد دست به گريبانند كه به تعبير شاعر “همان شبي كه حكومت را ربودند ، صبح قهر كرد و ديگر باز نگشت“ . دلهاي مردم از آنها متنفر و از دستشان دست ها بر خداست و عموم مردم منتظر روزي هستند كه از سلطه اين قدرت پرستان نجات يابند تا آن را به عنوان عيد بزرگ ملي جشن بگيرند! اما با اين وجود به هنگام نظر خواهي از مردم و برگزاري انتخابات ، كمتر از 99% رأي نمي آورند ! واقعيتي كه در بسياري از كشورهاي ما و كشورهاي جهان سوم بدبخت و به بند كشيده شده ، مشهور خاص و عام است .
آفت استبداد فقط براي سياست كه نيست بلكه اين مصيبت نظام اداري و اقتصاد ، اخلاق ، دين و كل زندگي را نيز تهديد مي كند .
استبداد آفت نظام اداري است . زيرا نظام اداري سالم ، نظامي است كه تصدي مناصب را به افراد متخصص و متعهد و امانتدار و آگاه مي سپارد ، فرد مناسب را در مقام مناسب جاي مي دهد و كارمند درستكار را تشويق و كارمند خاطي را مجازات مي كند . اما در جو استبدادي نور چشمي ها و معتمدان حكومت در اولويت قرار دارند نه متخصصان و نيروهاي ماهر ، و چاپلوسان و جاسوسان مقربند نه افراد اخلاقي و ديندار : كه چنين سياستي باعث آشفتگي زندگي و معيارهاي صحيح مي شود و جامعه را به سمت فروپاشي و نابودي سوق مي دهد چنانكه در حديث آمده است : ((إذا ضيعت الأمانه فانتظر الساعه قيل ، و كيف إضاعتها ؟ قال : إذا وسد الأمر إلي غير أهله ، فانتظر الساعه)) . پيامبر (ص) فرمود : هرگاه امانت تباه شد ، منتظر قيامت باش . سؤال شد : تباه شدنش چگونه است ؟ فرمود : هرگاه كارها به افراد نالايق محول شد ، منتظر قيامت باش .
بايد توجه داشت ، همانگونه كه در ساعتي معين ، كل طومار بشريت در هم پيچيده خواهد شد ، هر ملتي هم داراي ساعتي خاص است كه در آن استقلال و عزتش از دست خواهد رفت كه عبارت از زماني است كه امور خود را به كساني بسپارند كه به امانت شغلي ، وظايف كارمندي و رعايت تقوا در نقش اجتماعي بي اعتنا هستند .
استبداد براي اقتصاد هم مضر است . زيرا بسياري از اموال به جاي توزيع درست و هزينه شدن در امور لازم ، صرف تأمين امنيت حكام ، سركوبي دشمنان داخلي و توطئه چيني عليه دشمنان خارجي مستبدين ، پشتيباني تبليغاتي از افراد وابسته به حكومت ، پوشاندن ناكامي طرح هاي غير كارشناسي و يا كارشناسي شده اما مردود از نظر متخصصان و صاحبنظران و تأمين بودجه ماجراجويي هاي ديوانه وار حزبي و سياسي حكام نالايق مي شود .
علاوه بر اينها ، فروپاشي مؤسسات عمومي و نجومي شدن رقم خسارت هاي ساليانه آنها به واسطه سوء مديريت ، رواج انواع غارت و دزدي هاي آشكار و پنهان از اموال ملت ، رواج رشوه خواري مستقيم و يا تحت عناويني چون دستمزد و هديه ، سرپوش نهادن بر معاملات مشكوكي كه افرادي خاص از طريق آنها به ثروت هاي كلان مي رسند و در مقابل ميلياردها تومان به زيان ملت تمام مي شوند ، مقروض شدن ملت به واسطه دريافت وامهايي كه نه صرف ايجاد صنايع زيربنايي يا كارخانه هاي توليدي بلكه خرج اموري مصرفي مي شوند كه نه كمكي به رفع فقر مي كند و نه به درد آينده مي خورد ، رانت خواري و ديگر آفاتي كه موجب شكل گيري روحيه يأس و بي اعتنايي در افراد عادي مي شوند و در نهايت بر توليد و توسعه اثر منفي مي گذارند ، همه و همه محصول فقدان آزادي و شوراي واقعي است كه در غياب آنها نه امكان مخالفت خواهد بود ، نه فعاليت مطبوعات و نه نظارت ؛ حتي منابر مساجد هم امكان امر به معروف و نهي از منكر نخواهند داشت چرا كه اين اقدام دخالت در سياست تلقي خواهد شد و حال آنكه ]قرار بر اين است كه[ نه دين در سياست دخالت كند و نه سياست در دين .
وانگهي در منطق استبدادي آنگاه كه حاكم تصميمي اتخاذ كرد ، كسي حق چون و چرا گفتن نخواهد داشت چه رسد به اينكه “نه“ بگويد . مگر نه اينكه حاكم از حيث درايت عقلي ، طهارت قلبي ، فرجام شناسي و همه جانبه نگري در ميان ملت همتا نداشته و علامه ذو فنون و همه فن حريف است و نقش افراد پيرامون وي صرفاً اعلام آمادگي در مقابل فراخوان حاكم و تصديق ادعاهاي اوست ! و واي به حال آنكه به خود جرأت دهد و اعتراض و انتقادي بر زبان سرخش براند كه در اين صورت از صنف دشمنان آزادي قلمداد خواهد شد ، دشمنان آزادي هم كه از آزادي محرومند !
استبداد نابودكننده اخلاق هم هست ، زيرا در بازار استبداد فقط كالاهايي چون نفاق ، چاپلوسي ، جبن ، حقارت و نوكر منشي خريدار خواهند داشت و پيداست كه اين رذايل ، عزت نفس و شهامت قلب را خفه مي كنند و روحيه مردانگي جوانان را سست و نابود مي سازند كه اين امر به معناي مرگ ملت ها خواهد بود . در حديث هم آمده است كه پيامبر (ص) فرموده اند : ((إذا رأيت أمتي تهاب أن تقول للظالم : ظالم ! فقد تودع منهم)). راستي آنجا كه هراس از گفتن “اي ظالم “به ظالمان مايه هلاك است ، چه بايد گفت كه وقتي استبداد مرتباً در گوش ملت مي خواند كه ظالم را با لفظ “اي قهرمان و اي منجي بزرگ“ ياد كنند ؟!
عليرغم اينكه در حديث نبوي آمده است كه ((احثوا في وجوه المداحين التراب)) : در چهره چاپلوسان خاك بپاشيد ، امروزه متأسفانه مداحان ، نوازندگان كاروان نفاق ، در صف اول مقربان و بهره مندان قرار گرفته اند .
نظام استبدادي اغلب اوقات از جرم و خيانت وابستگان خويش صرفنظر مي كند و تخلفات آنان را
مي پوشاند و در صورت افشا شدن انحرافات هم آنان را مورد حمايت قرار مي دهد تا چاكران و زمين بوسان خاطر جمع باشند كه خطاهايشان مغفور است و از پشتوانه حمايتي برخوردارند ! در مقابل ، افراد زيادي از غير طرفداران خود را با وجود خدمات و حسناتي هم كه دارند ، از پاداش و ترفيع بي بهره مي سازد . عمداً از “غير طرفداران“ استفاده كردم تا تأكيد كنم كه اين افراد از دشمنان حاكم نيستند ، اما اين شعار دائمي استبداد است كه : هركه با ما نيست لاجرم برماست ! فراتر از اين گاه فردي بيكاره و عاطل قدر مي بيند و بر صدر مي نشيند و بي گناه در عوض خائن مجازات مي شود ،كه اين ديگر مصيبت عظمي است .
علاوه بر اين ها استبداد دشمن دين نيز هست . چرا كه با دينداري راستين كه مدافع بيداري عقل ، بيان حقوق و برپايي عدالت و مخالف ستمگري و ستم كشي است و دينداران را بر اساس حقگويي و باطل ستيزي تربيت مي كند و به آنها شهامت امر به معروف و نهي از منكر مي بخشد و برترين جهاد را ابراز حقيقت در محضر حاكم ظالم مي شمارد ، سرستيز و ناسازگاري دارد . بر عكس ، به دينداري تقلبي و آلوده به خرافات و قرائت هاي انزوا گرايانه از دين كه فرد را از جامعه و مشكلات اجتماعي و معضلات امت اسلامي دور
مي كنند و غايت قصواي دين را بي اعتنايي به برون و پرداختن به درون معرفي مي كنند ، خوشامد و به به مي گويد و در تقويت و گسترش آن مي كوشد! از همين روست كه حاكمان خودكامه به حضور در جشن ها و مراسمات دينداري انحرافي اشتياق نشان مي دهند و با علاقه مندي به حمايت نهادهاي مرتبط با آن
مي پردازند و در پشت سر رجال ديني طرفدار اين گونه قرائت ها قرار مي گيرند تا براي ضربه زدن به جريان بيداري اسلامي پويا و آگاهي بخش از آنها استفاده كنند !
اما همه مي دانند كه جريان اسلامي حقيقي از آفات استبداد و جور غلامان حلقه به گوش خود كامگان ، جنايت هايي ديده است كه صرف نام بردن از آنها مو بر اندام آدمي راست مي كند ! تنها همين جريان اسلامي است كه هزارها و ميليونها نفر از افرادش فداي مطامع استبداد شده اند ، زنداني شده اند ، با شلاق و سگ هاي درنده شكنجه شده اند و يا آشكارا با طناب اعدام يا گلوله ستمكيشان و در نهان تحت ابزارهاي شكنجه جان خود را از دست داده اند !
باري يگانه درمان و راه چاره آفت استبداد ، بازگشت به ساز و كارهاي اسلامي يعني سيتسم شورايي و نصحيت و بهره گيري از تمامي ضوابط و نهادهايي است كه دمكراسي نوين به دست داده است . چرا كه استفاده از نقاط قوت ديگر نظامها به شرط سازگاري با موازين ديني ، نه تنها بلا اشكال بلكه عين بازيابي حكمت مفقوده است كه مسلمانان در برخورداري و استفاده از آن بر ديگران مقدم اند . اين را هم ياد آوري كنم كه داستان ‚“مستبد عادل“ كه بنا به مشهور ، حصوصيت جوامع شرقي است ، داستاني است باطل . چرا كه دادگري و خودكامگي دو مفهوم همگريز و مانعه الجمعند . نه عادل مي تواند اهل استبداد باشد و نه مستبد مي تواند اهل عدالت . آخر كسي كه خود را آگاه به تمام امور ، داور تمامي قضايا و فوق سؤال و انتقاد
مي داند و گويي همچون خداوند فعال مايشاء و لايسئل عما يفعل است ، چگونه مي تواند لوازم دادگري را پاس بدارد ؟!
پيشواي مناديان آزادي و دمكراسي ، استاد خالد محمد خالد در شماره 24/6/1985 روزنامه “الاهرام“ قاهره ، طي مقاله اي در پاسخ به دكتر يوسف ادريس تأكيد كرد : نظام شورايي اسلام معادل دمكراسي امروزي است و سال بعد در تابستان 1986 دوباره به همين موضوع پرداخت و طي مقاله اي در روزنامه “وفد“ به صراحت جريان اسلامي را به پذيرش اصول و عناصر دمكراسي فراخواند و اين اصول را اينگونه برشمرد و بر آنها انگشت تأكيد نهاد :
1ـ ملت ، منشأ و منبع قدرت است .
2ـ ضرورت تفكيك قوا .
3ـ ملت در انتخاب حاكم داراي حق مطلق است .
4ـ ملت در انتخاب نمايندگان داراي حق مطلق است .
5ـ مبارزه پارلماني دليرانه و آزادانه امكان تغيير دولت به هنگام انحراف را ميسر مي سازد .
6ـ تعدد احزاب .
7ـ مطبوعات آزاد و مستقل بايد مورد عنايت جدي قرار گيرند .
استاد خالد سپس اظهار داشت : اين است نظام حكومت در اسلام اصيل و مخالفت با آن نارواست .
من نيز همچون ديگر همفكرانم به اين نويسنده برجسته اطمينان مي دهم كه ما از اصول و ضوابطي كه ايشان بيان كرده اند ، استقبال مي كنيم و آنها را قبول و تبليغ مي نماييم ، هر چند كه به واسطه اعتقاد به استقلال اسلام در خاستگاهها ، اهداف و آموزه هاي خود ، با اين نظر ايشان كه مجموع اين ضوابط را اسلام تلقي كرده اند . مخالفيم . البته بي هيچ سخني قاطعانه اعلام مي كنيم كه اسلام از سه جهت با اصول ياد شده موافق است :
الف ـ به حكم اينكه حكمت گم شده مؤمن است و هر جا كه به آن دست يابد در داشتن آن اولويت دارد .
ب ـ به حكم اينكه مبناي شرع در صورت فقدان نص صريح ، رعايت مصلحت است و اقتضاي مصلحت در اينگونه موارد ، عين حكم خداوند خواهد بود .
ج ـ به حكم اينكه اين ضوابط كه بشر از خلال تجارب و مبارزه طولاني خويش با ستمگران و خودكامگان به دست آورده است ، براي حمايت شورا و پاسداري از آن در برابر حاكمان لاابالي و دشمنان نظام شورايي ضرورت يافته اند . دليل شرعي ما هم در اين باره ، اين قاعده مشهور فقهي است : مقدمه واجب ، خودش نيز واجب است .
به علاوه اين را هم بايد افزود كه صرف بيان قواعد و ضوابط ، جز در صورت آگاه سازي ملت و پرورش جلوداران اين انديشه جهت پاسداري از اين ضوابط و دفاع از اين مفاهيم تا پاي جان ، كفايت نخواهد كرد و اين همان چيزي است كه جريان اسلامي به هنگام اقتضاي شرايط بيش از ديگر گروهها بدان عنايت مي ورزد .
اكنون بايد پاره اي مفاهيم حياتي ، ارزش هاي اصيل و احكام ديني واضح را كه دير زماني است از مردم پوشانيده شده و در بيان و تبليغشان اهمال صورت گرفته است ، در ميان توده ها ترويج و نخبگان را بر اساس آنها تربيت كرد . اين ارزش ها عبارتند از :
1ـ بايد مبارزه با روحيه منفي گرايي و جبرگرايي سياسي كه اراده حاكمان را همچون قضا و قدر الهي نافذ و قطعي مي انگارد ، در دستور كار آموزش و تربيت قرار داد . زيرا نظام سياسي بر آمده از نظام اجتماعي است ، چنانكه در آثار هم آمده است ((كما تكونوا يول عليكم)) : متوليان امور شما ، همانند خودتان خواهند بود . پس با تغيير دادن افكار و خصوصيات دروني مان ، حكومت ها و دولت هايمان نيز تغيير خواهند كرد .
2ـ بايد با روحيه ياس و انفعال مرگبار كه عقايد غلطي همچون : “اصلاحات بي فايده است و اميدي به تغيير اوضاع نمي توان داشت “ يا “ هر كس بيايد از ديگري بدتر است“ ، را در ميان مردم ترويج مي كند ، مبارزه كرد . چرا كه اين روحيه نااميدي خلاف منطق هستي است كه بر اساس آن ، روز جاي شب و آسايش جاي سختي را مي گيرد ، خلاف منطق مبارزه است كه ملتها به واسطه آن بيدار و پيروز شدند و قبل از همه ، خلاف منطق ايمان است كه مخالف يأس بوده و آن را از نشانه هاي كفر مي شمارد ((فإنه لا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون)) يوسف / 87 . : كسي جز كفار از لطف خداوند نااميد نيست .
3ـ بايد ملت را از اين حقيقت آگاه ساخت كه سكوت درباره حق عيناً همانند تبليغ باطل است و ساكت از حق به منزله شيطاني لال است . همچنين بايد اين فرايض ديني مهم را در ميان مردم احيا كرد : امر به معروف و نهي از منكر ، نصيحت حاكمان و توده هاي مسلمان ، حقگويي نزد سلاطين به عنوان برترين جهاد و اينكه اگر امت اسلامي از ظالم خواندن ستمگران بيم داشته باشد ، فاتحه اش خوانده و درون زمين از برون زمين برايش بهتر است .
البته در كنار اينها بايد ضمن عنايت به دستور خداوند به موسي و هارون كه راهي دربار فرعون بودند ، موازين ادب و حكمت و اصل مدارا را در دعوت و امر و نهي رعايت كرد : ((فقولا له قولاً لينا لعله بتذكر او يخشي))طه /44 : به نرمي با وي سخن بگوييد ، باشد كه پندگيرد و خدا ترسي پيشه كند .
4ـ بايد ملت راهوشيار ساخت كه در صورت همراهي با حاكمان در كارهاي ناروا و عدم اعتراض در مواقع لازم ، خود نيز گنهكار و مسؤول خواهند بود . چنانكه خداوند در مذمت قوم فرعون مي فرمايد :
(( فاستخف قومه فأطاعوه ، إنهم كانوا قوماً فاسقين)) زخرف /54 : فرعون ملت خود را خوار كرد و آنان هم از وي تبعيت كردند . آنان واقعاً ملت گنهكاري بودند . حضرت صالح هم خطاب به ملت خويش مي گويد : ((فاتقوا الله و اطيعون ، و لا تطيعوا أمر المسرفين الذين يفسدون في الأرض و لا يصلحون)) شعرا /151 : از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد و از متجاوزان كه در زمين فساد مي كنند نه اصلاح ، پيروي مكنيد .
5ـ در تكميل موارد قبلي اين راهم بايد متذكر شد كه حاميان ستمگران همراه با آنها در دوزخ خواهند بود و صرف تكيه به آنان موجب خشم خدا و عذاب الهي است : ((و لا تركنوا إلي الذين ظلموا فتمسكم النار)) هود /113 : به ستمكاران تكيه نكنيد كه طعمه آتش دوزخ خواهيد شد .
از همين روست كه قرآن در كنار فرعون و هامان ، سربازان آنها را نيز به علت اينكه در جفا به مردم و وحشت افكني در ميان ملت ها ياور و مددكار آنان بوده اند ، محكوم كرده است : ((إن فرعون و هامان و جنودها هما كانوا خاطئين)) قصص/ 8 : بي گمان فرعون و هامان و لشكريانشان همگي مجرم و تبهكارند . ((فأخذناه و جنوده فنبذناهم في اليم ، فانظر كيف كان عاقبه الظالمين)) قصص/ 40 : پس بروي و لشكريانش خشم گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم ، فرجام ستمكاران را بنگر !
نقل است كه وقتي امام احمد بن حنبل (رض) در جريان واقعه “محنت“ يا قول به مخلوق بودن قرآن در زندان بود ، مسؤول زندان نظر وي را در باب احاديثي كه در تهديد با ديگران ظالمان وارد شده اند ، جويا شد و او هم صحت آنها را تأييد كرد . زندانبان هم پرسيد : به نظر شما آيا من هم از اعوان و انصار ستمگران هستم ؟ امام جواب داد : خير ، اعوان ظالمان كساني هستند كه لباس هايت را برايت مي دوزند و نيازهاي تو را برآورده مي سازند ، اما تو از خود ظالماني !
6ـ بايد ملت را متوجه ساخت كه انتخاب ، نوعي اداي “شهادت“ است . و شهادت را شرعاً نه مي توان كتمان كرد و نه مي توان از اداي آن خود داري كرد . ((و لا يأب الشهداء إذا ما دعوا)) بقره / 282 : و گواهان وقتي فراخوانده شدند ، خودداري نورزند . ((و لا تكتموا الشهاده و من يكتمها فإنه آثم قلبه))
بقره /283 : شهادت را نپوشانيد كه كتمان آن نشانه بيماري قلب است .
آفت انتخابات در بسياري از كشورهاي اسلامي اين است كه عموم مردم به علت اعتقاد به اينكه “حكومت هر كاري كه دلش بخواهد مي كند“ ، از شركت در انتخابات و دادن رأي امتناع مي ورزند .
البته اين را هم بايد به مردم يادآوري كرد كه انتخاب افراد ناصالح و يا رأي دادن به افراد صالح با وجود كانديداي اصلح از لحاظ تعهد و تخصص ، خيانت به خدا و پيامبر و جامعه اسلامي است و از طرف ديگر ، رأي دهنده از اطميناني كه به وي شده ، سوء استفاده كرده و حق شهادتي را كه از وي طلب شده ، به خوبي ادا نكرده است ، بلكه شهادت ناروا داده كه از بزرگترين گناهان كبيره محسوب مي شود ، تا جايي كه قرآن آن را در رديف بت پرستي ذكر فرموده است : ((فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور))
حج /30 : از پليدي بت پرستي و اداي شهادت ناروا بپرهيزيد .
آنجا كه درباره حقوق فردي ، اين همه شدت و تهديد به عمل آمده است ، بي گمان گناه خيانت در حقوق اجتماعي ]همچون موضوع انتخابات[ ، به علت تضييع امانت و محول شدن امور به افراد ناصالح كه عامل نابودي اجتماع است ، به مراتب بزرگتر و عذاب آورتر خواهد بود .
در پايان ، اين را هم مايلم بيان كنم كه ستمگران و خودكامگان اجازه نخواهند داد جريان اسلامي معارفي را در ميان توده ها ترويج كند كه نتيجه آن نافرماني مردم در مقابل سلطه جويي هاي آنان باشد . اما تداوم حضور مردم در صحنه و پافشاري حكيمانه مؤمنان ، موانع را رفع و گردنه هاي مسير را طي خواهد كرد ، چرا كه اراده آنان متكي به قدرت خداست و خداوند هم حامي مؤمنان است .
دكتر يوسف قرضاوي
مترجم
جليل بهرامي نيا
دانشجوي كارشناسي تاريخ و تمدن ملل اسلامي دانشگاه تهران
*اين مقاله ترجمه اي است از بخشي از كتاب “الصحوة الإسلاميه و هموم الوطن العربي و الاسلامي“ نوشته دكتر يوسف قرضاوي.
این مقاله در ۱۸/۲/۱۳۸۱ در روزنامه نوروز منتشر شده است.
« مردی که از آمریکا بازگشته و می گوید : " بسوی قرآن برگردید ."
دکتر مظفر پرتوماه در سال 1320 در محله ی جورآباد سنندج در خانواده ای متدین و زحمت کش چشم به جهان گشود . وی تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش شروع کرد و تحصیلات ششم ابتدائی و سیکل اوّل را با رتبه ی ممتازی گذراند ، وبعد از آن وارد دانشسرای مقدماتی شده و بعد از دو سال تحصیل به عنوان شاگرد نمونه دیپلم ناقص را اخذ نمود و بالاخره در دبیرستان هدایت سنندج ، دیپلم رشته ی ریاضی فیزیک را با رتبه ی اوّل کسب می کند . بعد ار گرفتن دیپلم و شرکت در آزمون سراسری ، وارد دانشسرای عالی تهران می شود ، سه سال در آنجا به تحصیل می پردازد و نفر برتر شناخته می شود .
زیرکی و ذکاوت پرتوماه و کسب مقام برتر در همه ی مقاطع تحصیلی ، زمینه ی اعزام ایشان به آمریکا ، از طرف وزارت فرهنگ وقت را فراهم نمود .
ایشان بعد از یکسال و نیم تدریس دروس ریاضی و فیزیک و ادبیات در شهر سقز ، بالاخره در سال 1964 میلادی جهت ادامه ی تحصیل راهی آمریکا می شود و در ایالت سردسیر وسکانسینا شهر مادیسون اقامت می گزیند و در دانشگاه وسکانسین ، یکی از مراجع معتبر آمریکا ، در رشته ی فیزیک هسته ای تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه می دهد .
دکتر پرتوماه در آنجا با تعدادی از دانشجویان مسلمان دیگر کشورهای مقیم آمریکا آشنا می شود و بعد از آنکه متوجه می شود که ایشان حدود یک سال است ، تشکلی تحت عنوان « انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا » تأسیس نموده اند ، بی درنگ عضویت در این انجمن را می پذیرد و رسما فعالیت های دینی خود را با ایشان آغاز می نماید .
از به بعد روزانه مشغول کسب علم و حضور در دانشگاه می شود و سایر اوقات در انجمن دانشجویان به فعالیت می پردازد و همین امر باعث می شود که دکترایش را یکی دو سال دیرتر بگیرد ، خودشان در این باره می گویند : " شکر خدا اگر چه بواسطه ی فعالیت در انجمن دانشجویان مسلمان یکی دو سال دیرتر توانستم دکترا بگیرم ، امّا همین امر سبب پدیده ای مبارک شد و آن این بود که به واسطه ی آن کارها توانستم از میان دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا در اغلب کشورهای اسلامی دوستانی بیابم که به واسطه ی آنان امروز در آفریقا ، آسیا ، اروپا و تقریبا در تمام دنیا شناخته شده ام ، پس صمیمانه می گویم : الحمد لله رب العالمین . "
در سال 1968 در کنگره ی رویال آبردهاو ، که به خاطر به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی توسط یهودیان ، در لندن برگزار گردید ، دکتر پرتوماه به نمایندگی انجمن اسلامی دانشجویان آمریکای شمالی در آن شرکت می نماید و با صدور قطعنامه و بیانیه های متعدد شدیداً دولت اسرائیل را به خاطر این جنایت محکوم و ناچار به واکنش می نمایند . طی سفر به انگلستان و شرکت در آن کنگره ی عظیم صلابت و دلسوزی و دفاع قاطع و جدّی از اسلام و مسلمانان از طرف دکتر پرتوماه باعث محبوبیت ایشان در میان هم مسیرانش می شود ، به همین سبب پس از بازگشت به عنوان نائب رئیس انجمن انتخاب می شود و یک سال بعد به عنوان رئیس انجمن زمام امور را در دست می گیرد . انجمنی که در آن زمان حدود 10هزار نفر عضو داشت و امروز بر اثر فعالیت دلسوزانه دانشجویان ، اعضای آن بالغ بر یک میلیون نفر است .
در اقدام اوّل پس از انتخاب به ریاست انجمن، دکتر پرتوماه به اتفاق بقیه ی اعضای هیأت رئیسه سه بنا را برای اجتماع مسلمانان در آمریکای شمالی خریداری می کند تا آنها را به مسجد ومحل عبادت تبدیل نماید .
پس از تأسیس آن سه مسجد در آمریکا برای اولین بار دانشجویان به این فکر می افتند که پس از فراغت از تحصیل و بازگشت به کشورهایشان تکلیف این اماکن چه خواهد شد و چه کسانی عهده دار آنها خواهند بود ؟ لذا با همفکری به این نتیجه می رسند که بایستی مؤسسه ای را به عنوان سرپرست املاک مسلمانان به ثبت برسانند تا از هدر رفتن آن املاک و اماکن جلوگیری شود ، مؤسسه ثبت می گردد و دکتر پرتوماه به عنوان رئیس آن انتخاب می شود و خودش در این باره می گوید : " یکی از بزرگترین افتخارات من در زندگی آن است که سند تاریخی املاک موقوفه و مساجد مسلمانان آمریکا را به عنوان رئیس مؤسسه امضا کردم و در تاریخ آن کشور به ثبت رسید . "
این مؤسسه در گزارش عملکرد خود در کنگره ی سال 2004 م « دانشجویان اسلامی آمریکا» اعلام کرد که تا به حال بالغ بر 7000 مسجد و املاک موقوفه زیر نظر این مؤسسه به ثبت رسیده است .
پس از کسب دکترای فیزیک هسته ای ، در سازمان فضایی آمریکا « ناسا » فعالیت خود را آغاز می کند . امّا عشق و علاقه به دین مبین اسلام باعث می شود تا در دیار غربت یک آن از پای ننشسته و برای نشر و تبلیغ این دین آسمانی و نجات بخش وارد عرصه ی تبلیغ و دعوت گردد .
ایشان در سال 1357 ه.ش به ایران باز می گردد . ابتدا به عنوان نماینده دولت در « هیأت حسن نیّت » و ناظر بر انتخابات شورای شهر سنندج برگزیده شد _ این انتخابات برای اولین بار در ایران و به پیشنهاد کاک احمد مفتی زاده برگزار شد _ . پس از انتخابات و برگزیده شدن یازده نفر به عنوان شورای شهر سنندج ، در سال 1358 از طرف رئیس جمهور وقت ( بنی صدر ) ، جهت همکاری با دولت دعوت و به عنوان مشاور عالی رئیس جمهور در امور علمی و رئیس سازمان صنعتی پژوهش های ایران منصوب می گردد ، امّا بعد از مدتی به دلایلی استعفا می دهد و مجدداٌ راهی آمریکا می شود تا فعالیت های خود را در ناسا ادامه بدهد ، امّا در آنجا به خاطر ایرانی بودن و همکاری با دولت و شورای انقلاب ، مورد بی مهری و تبعیض واقع می شود و مانع همکاری وی با ناسا می گردند . لذا با پیشنهاد دوستانش در « انجمن اسلامی دانشجویان » تحصیلات خود را در زمینه ی فیزیک پزشکی پی می گیرد و بعد از فارغ تحصیل شدن در مقطع فوق دکترای تخصصی ، در مؤسسه ای وابسته به ناسا کار خود را درزمینه ی درمان سرطان شروع می کند و به موفقیت های چشم گیری دست می یابد ، از جمله ی آن اختراع دستگاهی برای درمان بیماران سرطانی است .
ایشان مدّت نوزده سال در بیمارستان ناسا در زمینه ی فیزیک پزشکی به فعالیت می پردازد و به دنبال حمله به برج های سازمان تجارت جهانی در 11سپتامبر ، که مسلمانان در آمریکا و اروپا تحت فشار قرار می گیرند ، ابتدا اخراج می شود و بعداٌ برای جلوگیری از اقامه ی دعوا ، ایشان را بازنشست می کنند .
دکتر پرتوماه طی اقامت در کردستان و در و مسیر بازگشت به آمریکا ، که از کردستان ترکیه می گزرد ، به خوبی به عمق محرومیت ها و مظلومیت های ملّت کُرد پی می برد ، لذا به محض بازگشت به اتفاق کُردهای سایر کشورهای کُردنشین اقدام به تشکیل مؤسسه ای به نام « حزب اسلامی کردستان » می نماید و مجله ای تحت عنوان « جودی » منتشر می کند ، تا از این راه محرومیت و ستم مضاعف ملّت مسلمان کُرد را به گوش جهانیان و امبت اسلام برساند .
ایشان علاوه بر موفقیت چشمگیر و کم نظیر در عرصه ی علوم و تکنولوژی ، به عنوان یک شخصیت برجسته ی اسلامی مطرح است و بر خلاف بسیاری از خودباختگان ، به مسلمان بودنش افتخار می کند . وی علاوه بر اینکه حافظ قرآن و آشنا به علوم و معارف اسلامی هستند ، اخیراً نیز قرآن را به زبان کُردی ترجمه و تفسیر نموده که انشاءالله بزودی به چاپ خواهد رسید . ايشان در سال 1384 دارفاني را وداع گفت .
قرين رحمت حق باد .
شعور بلورهاي آب
بلور آب در پاسخ به احساس و تفكر انسان مي تواند اشكال متفاوت به خود بگيرد.شواهد نشان مي دهد كه ما از طريق معنا / عشق و دعا قادريم كه جهان اطراف خود را التيام بخشيم. از آنجاييكه تصويرها بسيار گوياتر از هر كلامي مي توانند پيام را بيان كنند /سعي بر اين داشته ايم كه ساده ترين تصاوير قانع كننده را جمع آوري كرده و نشان دهيم كه چگونه انديشه ها / واژه ها و احساسات ميتوانند بر روي كوچكترين ذرات/ چونان مولكولها اثر گذارند.
تصاوير و بحث مطرح شده در اين مطلب در واقع پروژه تحقيقاتي خارق العاده محقق ژاپني آقاي ماسارا ايموتو است.
تمامي تصاويري كه اين محقق تهيه كرده است در كتابش به نام (پيام آب )منتشر گرديده است. اگر هنوز هم شك داريد كه آيا انديشه هاي شما بر روي دنياي اطرافتان اثر مي گذارد يا خير با نگاهي بر اين كتاب قطعا تمامي ترديدهاي شما بر طرف خواهد شد .
آقاي ايموتو مشغول انجام تحقيقاتي گسترده است كه در طي آن سعي دارد اثر موسيقي / افكار و واژگان را بر روي مولكولهاي آب ثابت كند .
او تمامي مشاهدات خود را در كتابش ذكر كرده است.
تصويري كه مشاهده مي كنيد نمونه آبي است كه از سد فوجي وارا برداشته و سپس منجمد شده است .
همانطور كه مشاهده مي كنيد ساختار اين آب تاريك / نامنظم و بدون شكل بلوري است .
پس از برداشتن يك نمونه از آب اين سد و مشاهده شكل بلور آن پس از منجمد شدن / كاهن اعظم معبد به مدت يكساعت در كنار سد مشغول خواندن دعا و نيايش شد. پس از اتمام مراسم دعا /نمونه تازه اي از آب سد برداشته شد وپس از منجمد كردن آن / از اين نمونه عكسبرداري شد. نتيجه حيرت آور بود . همانطور كه در عكس مشاهده مي كنيد تغييري شگفت آور در بلور پديد آمده است .
آن حباب زشت و بي شكل اكنون به صورت يك شش ضلعي منظم /روشن / و بلورين در آمده است .
تصوير زير نيز از نمونه آب همين سد پس از اتمام مراسم يكساعته دعا گرفته شده است .
آقاي ايموتو اظهار مي دارد كه در ميان 10000نمونه اي كه از اين آب گرفته است / چنين شكلي را مشاهده نكرده است .
اين تصوير در واقع يك بلور هفت ضلعي منظم را نشان مي دهد .
اين تصوير در واقع از نمونه آب مقطري گرفته شده كه تحت تاثير هيچكدام از عواملي كه قبلا ذكرشد قرار نگرفته است .
{ عواملي چونان كلام / احساس / موسيقي و ... }
نمونه هاي مختلف از آب مقطر نشان ميدهد كه اين نوع آب داراي اشكال مختلف است ولي هيچكدام به صورت بلور در نمي آيند.
سپس براي همين نوع آب (مقطر ) نام انسان و برخي واژگان خوانده مي شود و يا براي همان آب موسيقي پخش مي شود ويا حتي نزديك عطر گل و گياه قرار داده مي شود. نتيجه حيرت آور و باور نكردني است !
يكي از اين نتايج جالب نشان مي دهد كه حتي نوع زبان نيز تاثير متفاوتي بر روي بلورهاي آب دارد. به عنوان مثال شكل بلوري كه با پخش صوت (thank you)ايجاد مي شود كاملا با واژه هم عرض معناييش در زبان ژاپني فرق مي كند .
تصاويري را كه مشاهده مي كنيد/ مواردي هستند كه آقاي ايموتو ادعا كرده در طي تحقيقاتش به آنها دست يافته است :
1-بلورهايي كه از آب مناطق پاكيزه و بدور
از آلودگي تشكيل مي شوند به مراتب زيباتر و شكيلتر از بلور هايي هستند كه از منجمد كردن آبهاي مناطق آلوده و يا آبهاي راكد بدست مي آيند.
بلور تشكيل شده از آبهاي راكد و يا آلوده اساسا بي شكل و نا منظم هستند.
تصويري بلوري كه از آب پاك چشمه اي گرفته شده است
2- هنگامي كه واژه (thank you)براي يك بطري آب مقطر خوانده مي شود / بلورهايي كه پس از منجمد كردن اين آب بدست مي آيد مشابه بلور همان آبي بود كه برايش موسيقي باخ را پخش كرده بودند .
3- هنگامي كه آهنگ
heart break hotel)الويس پريسلي براي آب نواخته مي شود / بلورهاي حاصله به دو نيم مي شوند.
4-هنگامي كه براي آب موسيقي هوي متال يا واژگان منفي پخش مي شود و يا حتي در معرض افكار و احساسات منفي قرار مي گيرد پس از منجمد كردن آب نه تنها بلور تشكيل نمي شود بله ساختاري كاملا در هم و بر هم پيدا مي كند .
5- هنگامي كه آب در معرض روغن گلهاي معطر قرار مي گيرد / بلور هاي تشكيل شده پس از انجماد بسيار / نزديك به شكل گلهايي است كه عطر و يا روغن آنها در كنار آب قرار داده شده بود .
6- مطلب قابل توجه اينكه هنگامي كه آب در معرض واژه هاي منفي و يا افكار منفي قرار مي گرفت مانند بيان كلمه (آدولف هيتلر )نتيجه حاصله تصويري است كه نياز به هيچگونه تفسيري ندارد.
جسم ما در هنگام تولد از 70% آب تشكيل شده است . اين ميزان آب در طول حياتمان همچنان در جسم ما باقي مي ماند. كره زمين نيز از 70% آب تشكيل شده است .
با مطالبي كه در بالا ذكر شد / پر وا ضح است كه اكنون ثابت شده كه آب ديگر يك پديده فاقد حيات نيست / بلكه كاملا زنده و داراي شعور است .
شايد با مشاهده اين فرآيند به اين نكته بسيار قابل توجه پي مي بريم كه ما انسانها چه قدرت عظيمي را در خود نهفته داريم كه با انتخاب درست و افكار مثبت مي توانيم در معالجه خود و دنياي اطرافمان بسيار مؤثر باشيم البته اگر اين مساله را باور داشته باشيم .
مترجم : زهرا ايرواني /مدرس مركز پيش دانشگاهي شهيد صديقه رود باري منطقه 4
به اطلاع همکاران عزیز می رساند جلسه گروههای آموزشی ویژه بررسی ضوابط و نحوه طراحی سوالات آزمون خرداد ماه از ساعت ۵/۱۱ تا ۱۳ روز سه شنبه مورخ ۱۱/۲/۱۳۸۶ در محل اتاق جلسلات اداره آموزش و پرورش روانسر برگزار خواهد شد.لطفاْ همکاران را از حضور خود محروم نفرمایید.
با تشکر
سرگروه دین و زندگی










